لواشک خوردنی من

اومدم

سلام دورت بگردم سللام دردت به جونم سلام لواشک ترش و خوشمزه وو مجلسی من:-Dعشقم تو این مذت که نبودم سیستم خراب تشریف داشت....بگذریم هفته پیشش با عمو باقر اینا و مامانمم ااینا و مآمان بآبایی رفته ببودیم روستای ثمر خزان جای سر سبز و دنجی بود و کللللی خوش گذشت فننجولم;-) چهارشنبه ههم با مامانم اینا رفتیمم اطراف شمال.......واقعآ جات خالی گل من....... شب اول تو استارا موندیم شب دوم نزدیکیهآی ماسوله و شب سوم کنار ساحل گیسوم خوابیدیم... کلللللی توی آب راه رفتیم کلی آب بازی کردیمم تو استاررا منو بآبام باهم شنا کردیم و مسابقه دادیم روز بعدش رفتیم ماسوله که یه جورایی شبیه کندوان خودمونه با این تفآوت که کمی آونجا مدرن تر بود و سقف خوننه هاش...
10 خرداد 1393

ممامممان لو ووووووووس و تنبلللللل:-D

سلام لواشکم.....سلام فنجووووولم......خوبی؟ همه وجودم امروووووز کلللللللللی بابا نادرت رو اذیت کردم.......خخخخخخخخخحخح. خو نازم مامانم خیلی منو لوسم کرده تو مجردی دست به سیاه و سفید نمیزدم همش از زیر کار خووونه در میرفتم!!!!!!!خخخخح ....خو یکمی هم بی سلیقه تشریف دارم خخخخخخحخ اصللللللللا به کار خونه عللاقه ندارم;-) خلاصه جوننم غشقم امروز بابایی کلللللللللی خونه رو تمیز کرده کلی هم دعوآم کرده ها!!!!!!!منتها من عین خیالمم نبود و کاملآ ریییییییلللللللکس بودم.............خخخخخخخخخخ.......ولی عشقم بعد از تموم شدن کار بابایی وقتی به خوونه نیگا کردم کییییییییف کردم;-) نادر عزیزم عشقم عمرم تاج سرم نفسم مممننون .......لواشکم امروز بعد شام ب...
26 ارديبهشت 1393

لللللواشکم...

سلام گلم لواشکم نفسم صبح خوش گلت بخیر همه وجودم:-* ناژم دلم برات تنگیده بدجوووووورر:-D عشقم امروز وفات حضرت زینب هستش جاداره به همه عزیزان تسلیت بگم.. عشقم نازم دوستت دارم للوواشک
25 ارديبهشت 1393

من اوممدم!!!!

سلامم لواشکم..... عشقم چندروزی که نبودم بخآطر دسستتته گل خوشگلی بود کهه ببه آب دادم!!!!روز جمعه ببا عمو ناصر و خانوادش و مامانم اینا رفتیمم کندوان اونجا باباییی و ابچی من سر جا بحثشون شد آلبتته شوخی ها خب در اونجا بود که تو چادریککه من و زن عمو زری در حآل تقسسیم غذا بودیم باباییی خاله رو هل داد و خآله بابببارو که یییییههههههوووووو هر دوتآشون از اونور افتادن زممین!!!!انقد خدیدیم که نگو خلاصه وقتی بر میگشتیم ابلیمو ریخت رو گوشیم ا.. بعد گوشیممم خراب شد الان دلیل اییییییییییییننهمه غلط املایی فقط اووونه!!!!!خخخخخخخخخخخخ امروز گوشیمم از تعمیر اومده که اوننم کامل درست نشده......میبنی چه مامان هنننننننرمنذی داری؟!!!! عسلم دوشنبه رفت...
24 ارديبهشت 1393

روز خوب

سلام لواشکم...عزیزم خوبی؟ عشقم نمیدونم الان که داری این نوشته هارو میخونی چند سالته؟اسمت چیه؟دختری یا پسر؟؟؟؟ و....ولی میخوام بگم همه وجود من مادر شدن خیلی سخته..امروز کمی بی حال بودم صبح مامانم زنگ زد که میخوایم بیایم اونجا منم بدو بدو خونه رو تمیز کردم و نهار گذاشتم وقتی مامانم اومد کللللی انرژی گرفتم یه کوچولو کسالت دارم که بعدا میفهمی چیه مامان اومد و نگرانی رو تو چشماش دیدم....ولی کمی گپ زدیم و گفتیم و خندیدیم و نهار خوردیم و بعدش عمه فاطمه اینا اومدن و زن عمو معصومه و مامان بزرگ با بچه هاشون علی و مایده و زهرا کمی که نشستیم به اصرار منو بابایی عمه اینا شام مهمونمون شدن و البته مامانم و زهرا(بابایی شیفت بود)و مامان بزدگ و بابابزرگ هم مهم...
18 ارديبهشت 1393